تبليغاتX
عمومی
صفای هر چی آدمه با احساسه
 سلامی به گرمی آفتاب تابستان و لطافت گل که تویی

چشمانت را براي زندگی میخواهم
اسمت را براي دلخوشي ميخوانم
دلت را براي عاشقي مي خواهم
صدايت را براي شادابي ميشنوم
دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي ميخواهم
عطرت را براي مستي ميبويم
خيالت را براي پرواز ميخواهم
و خودت را نيز براي پرستش ...

وقتي گلدون خونمون شکست !!!
پدرم گفت: قسمت اين بود...
مادرم گفت:هيف شد...
خواهرم گفت: قشنگ بود...
داداشم گفت : کاش دوتا داشتيم......
اما وقتي دل من شکست کسي به فکرش نبود!!!

|+| نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385  |
 
روي تخته سنگي نوشته شده بود:

اگر جواني عاشق شد چه کند؟

من هم زير آن نوشتم:بايد صبر کند...

براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود:

اگر صبر نداشته باشد چه کند؟!!!

من هم با بي حوصلگي نوشتم:بميرد بهتراست.

براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم،انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد!!!

اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...

|+| نوشته شده توسط احسان در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385  |
 می نویسم به امیدی که تو خوانی!!! (ای قدیسم)

وقتی با این سوال منو بین دو راهی گذاشتی:

             که پرسیدی "منو" بیشتر دوت داری یا "زندگیتو" ؟؟؟

                          منم جواب دادم "زندگیمو" !!!!

             تو هم با بغض و ناراحتی منو گذاشتی و رفتی!!!

                                  اما هیچ وقت نفهمیدی که " خودت تمام زندگیم" هستی!!!

|+| نوشته شده توسط احسان در شنبه هشتم مهر 1385  |
 فقط برای مریم پاکم!!!

دختره از پسره پرسيد:

من خوشگلم؟

گفت نه!!!

گفت:دوستم داري؟

گفت:نوچ!!!

گفت:اگه بميرم برام گريه ميکني؟؟؟

 گفت:اصلا!!!

دختره چشماش پر از اشک شد...هيچي نگفت:

پسره بغلش کرد و گفت:

تو خوشگل نيستي!!!

زيبا ترين هستي...

تورودوست ندارم چون عاشقتم!!!

اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميمرم!!! 

|+| نوشته شده توسط احسان در شنبه هشتم مهر 1385  |
 تو معنیه کامل عشقی ای مریم مقدس ای پاک و مطهر
کاش ميدونستي که چقد!!!

آخ...

که چقدر دوستت دارم

کاش ميدونستي که برات من ميميرم

نه ميکشم!!!

کاش ميدونستي که نگام

چطوري دنباله توه!!!

کاش از حال دلم داشتي خبر

که چطور عاشقته!!!

نه...

کاش از حال خودم داشتي خبر

که چطور ديوونته!!!

منيکه ميخوام بگم عاشقتم

اما زبونم کمکم نمي کنه

اين عقل بي مروتم ميگه:

نگو   نگو    نگو........

اگه بگي عاشقشي ديوونشي

خرابشي آوارشي دربه در و حيرونشي

اونم ميگه:............

اما نه اون نميگه چونکه خودش خوب ميدونه

ميخوام بگم برات نميمرم

چونکه اگه من بميرم کسي واست نمي ميره

اگه من بميرم

کي ميخواد بخندونت نازت کنه..!!؟؟؟

ميخوام بگم من بميرم!!!

کي ميخواد ناز تورو غمزه هاتو خنده هاي قشنگتو

کي ميخواد.........کي ميخواد...؟؟؟

کي ميخواد اونارو بکشه ببينه يا بشنوه؟؟؟

پس نميگم من بميرم!!!

چونکه اگه من بميرم؟؟؟

کس ديگه مياد اين کارارو بکنه..!!؟؟

من ميمونم...

خوب ميمونم

فقط بخاطر تو ميمونم

من اوني ام که ميمونم

زندگيمو بخاطر تو ميکشم(اي مريم مقدسم)

ميمونم به اميد روزي که

بگيرم دستاي گرمو نرمتو

تو دستاي خودم

بدونم مال مني مال خود خود خودم!!!

 

بدان کسي که ميگويد برايت ميميرم..... دروغ ميگويد!!!

حقيقت را او ميگويد که براي تو و بخاطر تو زندگي ميکند.

                                     تقديم به آني که اميدوارم بخواندش.

                                           دنياي مني!!!(مريم پاکم)

|+| نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385  |
 
 
بالا